مطالب داغ
صفحه اصلی » متفرقه » احترام بگذارید پادشاه وارد می شود

احترام بگذارید پادشاه وارد می شود

احترام بگذارید پادشاه وارد می شود
با ورود پادشاه در عین ناباوری، فقط عده معدودی از هواداران متعصب پادشاه به او احترام گذاشتند و انگار برای بقیه ورود پادشاه مهم نبود.
کاملا مشخص بود که پادشاه متوجه بی اعتنایی و بی احترامی حضار نسبت به ورودش شده است.اما چاره چیست خودش خوب میداند که دیگر آن پادشاه مقتدر و قدرتمند گذشته نیست.
دیگر از آن جلال، شکوه و عظمت خبری نیست. پس بهترین کار این بود که خیلی آرام و بی صدا در گوشه ای از نمایشگاه mwcبارسلون بنشیند وبا حسرت نظاره گره قدرت نمایی دیگر پادشاهان باشد.
به نظر من، بهترین گزینه برای یک پادشاه شکست خورده همین است، البته اگر قصدش جبران مافات باشد.
با این حال، دیگر رقبا با دلهره و ترس خاصی به او نگاه می کنند و همین برای او کافی است.
آنها خوب میدانند این پادشاه شکست خورده امروز کوله باری از تجربه است و هر آن ممکن است با یک عملیات ایزای، هواداران متعصب و پروپاقرصش که امروز بخش بزرگی از کاربران آنها را تشکیل می دهد، دوباره به امپراطوریش جذب کند.
درست است که امروزاو در این نمایشگاه حرف خاصی برای گفتن ندارد و مثل گذشته خبری از نو آوری و طراحی های شگفت انگیزش نیست، ولی او سالها امپراطور این نمایشگاه بوده وهنوز هواداران متعصبی دارد.
اما واقعا چه اتفاقی افتاد چه شد که پادشاه از عرش به فرش فرود آمد.
من در این مقاله قصد ندارم که به عنوان یک کارشناس، حرفهای قلومبه سولومبه بزنم زیرا من کارشناس نیستم حتی سواد و علمش را هم ندارم. من فقط یک کاربر هستم و میخواهم برای اولین بار به عنوان یک کاربر حرف بزنم و از زبان یک کاربر نظر بدهم. کاربری که عاشق علم و فناوری است، کاربری که سالهای متمادی متعصبانه عاشق برند نوکیا بود. و مثل خیلی از شماها با تلفن های همرا این برند خاطره ها دارم.
اما این بار برای اولین بار می خواهم تعصباتم را کنار بگذارم و حرف دل میلیونها هوادار برند نوکیا را بزنم. برندی که خیلی از ما انسانهای کره زمین با تلفنهای همراه آن و مخصوصا نو آوریهایش خاطره ها داریم. برندی که مدیرانش با بی خردی و غرورکاذب دل بسیاری از هوادارانش را به درد آوردند.
با آمدن دوربین عکاسی و فیلمبرداری، شرکتهای ساخت تلفن همراه برای خودشان هوادارانی در سرتاسر دنیا پیدا کردند، ولی نوکیا سالها بود که به عنوان پادشاه موبایل حکمرانی می کرد من هم مثل خیلی از مردم دنیا عاشق این برند بودم.
نوکیا با سری n غوغا به پا کرد هیچ وقت یادم نمی رود وقتی n70 وارد کشورم شد، هر روز راه زیادی از خانه تا مغازه موبایل فروشی طی می کردم و چون توان خرید این گوشی را نداشتم فقط از پشت ویترین به آن شاهکار خلقت نگاه می کردم.
طراحی چشم نواز و زیبای وصف نشدنی این شاهکار هر روز وقت مرا برای دیدنش می گرفت.
روزی که n70 رویاهایم را خریدم انگار تمام دنیا مال من بود. آن روزها قابل وصف نیست، وقتی صبحها با شوق n70 از خواب بیدار میشدم و اولین کار روزانه ام را با برداشتن n70 و گشت وگذاری الکی در این گوشی آغازمی کردم.
خیلی زود سری جدیدتری از این گوشی به بازار آمد و با n95 به اوج خودش رسید. شاهکار n95 فقط یک چیز را می گفت:
رقیب بی رقیب.
پادشاه با این گوشی زیبا و قدرتمند، تمام دنیارا انگشت به دهان کرده بود. هر کسی که n95 داشت برای خودش عزت و احترامی داشت. همه با غرور و تکبر این گوشی را به دست می گرفتند واقعا میشد خاص بودن را احساس کرد.
اما این پایان کارنبود. نوامبر2008 پادشاه با رونمایی ازn97 چنان شکوه و عظمتی به قلمروش داد که متعصب ترین کاربرهای برندهای معروف آن زمان به کشور نوکیا مهاجرت کردند.
صفحه تاچ حرارتی، دوربین پنج مگا پیکسلی باعدسی کارل زایس وآن صفحه کلید فیزیکی با آن طراحی خارق العاده دل هر انسانی را می ربود و جایی برای تصمیم گیری به غیر از نوکیا n97 برای کسی باقی نمی گذاشت.
اما آن طرف مرزها، دشمنان در تکاپو بودند تا امپراتوری این پادشاه جاه طلب را که یک تاز میدان است متزلزل کنند.
وزرا و مشاوران امین پادشاه که سالها صادقانه وبا عشق برای او کار می کردند احساس خطر کردند و تصمیم گرفتند نزد پادشاه بروند و به نقل از اخبار رسیده از جاسوسان به پادشاه اعلام خطر کنند .
آنها مثل گذشته نزد پادشاه رفتند وبه او گفتند امپراطوری های جدیدی در آن طرف مرزها در حال شکل گرفتن است و باید رویکرد و سیاست کاریمان را تغییر دهیم .
اما انگار این پادشاه آن پادشاه گذشته نبود، اوسر مست از پیروزی های پیاپی شده و حتی لحن صحبت او با افراد امینش متفاوت شده بود و برای اولین بار به حرف مشاوران و وزرای امینش گوش نکرد و دست رد به سینه آنها زد وبه این اعلام خطرها بی توجهی نمود. او با به تمسخر گرفتن آنها این خبرها را جعلی خواند.
اما انگار اخبار رسیده از جاسوسان درست بوده و امپراطوری های جدیدی در حال شکل گرفتن بود. امپراطوری هایی که نیامده نگاها را به سمت خودشان جلب کرده بودند و همین برایشان کافی بود. حتی به ذهن خوشبین ترین کارشناسان هم خطور نمی کرد که اندروید وios با این سرعت محبوب قلبها شوند.
اما پادشاه تصمیم داشت یک بار دیگر مردمش را شگفت زده کند.
نوکیا n8 با دوربین 12مگاپیکسل یک بار دیگر پادشاه را بر سر زبانها انداخت. مردم برای خرید این گوشی زیبا سر از پا نمی شناختند.
دیگر من به بلوغ کامل رسیده بودم و برای خودم کسب و کاری داشتم و راحت می توانستم جدیدترین مدل گوشی را بخرم. وقتی n8 را خریدم مثل خیلی از مردم با مدل گوشیم پز میدادم و با افتخار آن را دردست می گرفتم. اما خیلی زود متوجه شدم گوشی که دست من است در مقابل گوشی هایی که از سیستم عامل جدیدی برخوردارند حرفی برای گفتن ندارد. کاربران اندروید برنامه و بازیهایی روی گوشیشان داشتند که من حتی به خواب هم آنهارا ندیده بودم. هر وقت کنار یک کاربر اندرویدی می نشستم با حسرت به برنامه ها و بازیهایش نگاه می کردم، آنها فروشگای داشتند که پر بود از برنامه ها و بازیهای مختلف. گوشی من در مقابل یک گوشی اندرویدی مثل یک کودن بود درمقابل باهوش. انگار دیگر نمیشد با برند نوکیا پز داد.
کم کم سروصدای کاربران درآمد. تجار و شرکتهای وابسته، نارضایتی کاربران را به پادشاه منتقل کردند گرچه پادشاه بی خبرهم نبود.
خیلی زود سروصداها به دربار و اطرافیان پادشاه رسید. پادشاه کاملا خطر را احساس کرده بود. ودر اولین واکنش وعده اصلاحات داد.
او دستور احضار تمامی مشاوران و کارشناسان و مهندسین خود را داد.
وقتی مشاورین باسابقه و امین پادشاه نزد او رفتند، متوجه شدند که او مشاوران جدیدی اختیار کرده و تاکنون کسی آنها را در این دربار ندیده بود.
با این وجود، به نظر می رسید همه یک هدف داریم و آن هم، نجات نوکیا از این بحران پیش آمده.
بعد از کلی بحث و تبادل نظر، هر دوطرف به این نتیجه رسیدند که تنها دوراه باقی مانده است.
اولین راه این بود که مثل خیلی از شرکتهای نوپا در زمینه تلفن همراه از سیستم عامل گوگل یعنی اندروید استفاده کنیم.
دومین راه استفاده از سیستم عامل جدیدی بود که مهندسان نوکیا برروی آن کار می کردند، یعنی سیستم عامل موبایلی میگو.
مشاوران و مهندسان باسابقه و وفادار شدیدا به گزینه دوم اعتراض نمودند. وبرای اعتراض خود دلایل کافی داشتند. این افراد معتقد بودند که این سیستم هنوز به بلوغ کافی نرسیده و فروشگاه این سیستم عامل، در مراحل ابتدایی قرار دارد.
اما مشاوران جدید پادشاه شدیدا بر روی موضوع دوم تاکید می کردند و تنها راه گریز از این بحران پیش آمده را استفاده از سیستم عامل جدید می دانستند.
آنها مرتبا پادشاه مغرور و جاه طلب را تحریک می کردند تا از گزینه دوم استفاده کند.
بحث بالا گرفت. عده ای شدیدا به این حرفهای احمقانه واکنش نشان دادند و به پادشاه اعلام خطر کردند.اینها همان افرادی بودند که قبل از این ماجراها، اوضاع امروز امپراطوری را پیش بینی کرده بودند و به پادشاه اخطار دادند.
اما حرف اول و آخر را باید پادشاه می زد.
پادشاه یک بار دیگر به مشاوران امین و صادقش پشت کرد و گزینه دوم را انتخاب کرد. او گفت برای ما ننگ است که از سیستم عامل شرکتی به غیر از نوکیا استفاده کنیم وهرگز تسلیم گوگل نمی شویم
او دستور داد تا آخرین برگی که در استین دارد رو شود.

دیگر اندروید فراگیر شده بود. شرکتهای مثل سامسونگ، HTC و حتی سونی که درهمان زمان نزدیکترین رقیب نوکیا محسوب می شدند در این سیستم عامل جدید به بلوغ کامل رسیده و با گوشیهای اندرویدی، دل هر کاربری را می ربودند و هر روز تعداد زیادی از کاربران نوکیا را جذب خودشان می کردند.
اما با این حال هنوز طرفداران متعصب پادشاه، که خود من هم یکی از آنها بودم به پادشاه پشت نکردیم و منتظر بودیم تا پادشاه به وعده اصلاحات خود عمل کند.
بلاخره با کلی بگیرو به بند و سروصدا در مورد گوشی جدید نوکیا و سیستم عامل جدیدش، نوکیا n9 به بازار آمد.
N9باعث شد تا همان اندک آبرو و اعتبار پادشاه از بین برود.
من معتقدم n9 تیرخلاصی بود بر پیکر بی جان نوکیا.
گوشی که با طراحی زیبا و یک دوربین عالی جایی برای انتقاد کردن نمی گذاشت. اما آمار فروش این گوشی مثل قبل نبود. و استقبال کمی از این گوشی متفاوت شد. با این حال ما اندک هواداران باقی مانده تا حدودی از این حرکت پادشاه راضی بودیم و به آِینده خوشبین. اما این رضایت فقط چند هفته بیشتر طول نکشید.
بعد از رونمایی از این گوشی تا حدودی آرامش به قلمرو پادشاه برگشته بود و پادشاه قصد داشت برای این پیروزی اش جشن بگیرد که خبرهای تکان دهنده ای از نارضایتی کاربران n9 در رسانه های مختلف منتشر شد.
در حالی که کاربران اندروید و IOS از برنامه ها و شبکه های اجتماعی مختلف لذت می بردند و با دوستان و اقوام در آن طرف کره زمین به صورت تصویری و زنده صحبت می کردند، اما انگار نوکیا کاربرانش را به یک بیابان بی آب و علف دعوت کرده بود. در سوپرمارکت آندروید و ios آنقدر تنوع جنس زیاد بود که کاربران این دوسیستم عامل نمی دانستند کدام برنامه یا بازی را انتخاب کنند. انگار همه آنها به یک هتل پنج ستاره دعوت شده بودند تا هر چه که می خواهند گارسونهای هتل برایشان فراهم کنند.اما در فروشگاه میگو تمام قفسه ها تقریبا خالی بود. در فروشگاه فقط یک برنامه چت قدیمی وجود داشت به نام یاهومسنجر. فروشگاه میگو خالی بود از برنامه و بازی، تمام این فروشگاه محدود شده بود به چند برنامه وبازی بدردنخو،ر حتی واتس آپ هم وجود نداشت تا کمی بر زخم این کاربران مرهم بگذارد. همه ما عصبانی و خسته از وعده های تو خالی پادشاه. انگار دیگر نمیشد به حرفهای این پادشاه اعتماد کرد. عده زیادی از اندک هواداران باقیمانده عصبانی و خسته قلمروپادشاه را ترک کردند و این بار شهر رویاهای خودشان را در امپراطوری دیگری بنا نهادند.
عده ای از این افراد کاربران متعصب IOS شدند و عده ای دیگر کاربران اندروید.
از حق نگذریم هردوامپراتوری با آغوش باز این کاربران را پذیرفتند و در حد توان به این افراد و خواسته هایشان احترام گذاشتند.
از امپراطوری نوکیا فقط نامی به جا مانده بود و پادشاه مغرور و جاه طلب تمام قلمروهایش را یکی پس از دیگری از دست میداد.
او دست از جاه طلبیهایش برنداشت و با غرور و تکبر به کارهای احمقانه اش ادامه داد. او حتی معدود کارشناسان و مهندسان امین و وفاداری که مانده بودند را از کار برکنار و اخراج نمود و با همان مشاوران نادان ادامه داد. و از همه بدتر او حتی نمی دانست که کاربران امروزی چه چیزی می خواهند. پادشاه اصلا به سلیقه کاربرانش احترام نمی گذاشت و هنوز فکر می کرد که با ارتقا دوربین می تواند دوباره دل این کاربران را به دست آورد.
او دوباره یک تصمیم نابخردانه ی دیگر گرفت و نوکیا 808 را با دوربین 41 مگاپیکسل راهی بازار کرد اما این بار دیگر کسی گول این اعداد و ارقام را نخورد وفروش پایین این گوشی خبر از یک سقوط میداد، سقوط یک امپراطوری عظیم که کمتر کارشناسی آن را پیش بینی کرده بود.
بعد ازاین شکست نیز پادشاه دست از نادانی و غرور برنداشت و دوباره با همان مشاوران نادان ادامه داد.
با وجود اینکه پادشاه به شدت ناراحت و نگران بود اما انگار مشاورانش خیلی از این اوضاع ناراضی نبودند.
وقتی پادشاه از آنها خواست تا راهی برای فرار از این معرکه پیداکنند همه آنها یک صدا گفتند:
شما یک راه بیشتر ندارید،
با اینکه راه دومی هم وجود داشت اما باز غرور و تکبر بی جا باعث شد که پادشاه دوباره تصمیمی بدتر و خطرناکترازقبل انتخاب کند و حتی به راه دوم نیزفکر نکند.
من هنوز نمی دانم چرا پادشاه این تصمیم احمقانه را گرفت.
او به جای اینکه در گوشی جدیدش از سیستم عامل اندروید که هر روز فراگیرتر، پویاتر و پرطرفدارتر میشد استفاده کند، دستور داد تا از سیستم عامل جدید، نوپا وناشناخته ی ویندوزفون، محصول ماکروسافت استفاده نماید.
ویندوز فون یک سیستم عامل جدید موبایلی بود که ماکروسافت، غول تکنولوژی آن را ساخته بود و همه کارشناسان، آینده ای متفاوت برای این سیستم عامل پیش بینی کرده بودند. ویندوزفون آمده بود تا رقیبی برای اندروید و ios شود.
اما هیچ کس نمی دانست ماکروسافت چه خوابی برای پادشاه دیده است.
ویندوز فون نیاز به یک موش آزمایشگاهی داشت، وچه موشی بهتر از یک شرکت ورشکسته و برباد رفته ای مثل نوکیا.
غرور ونادانی پادشاه باعث شد با آن همه جلال و شکوه و عظمت به یک موش آزمایشگاهی برای ماکروسافت تبدیل شود.

گوشیهای نوکیا با سیستم عامل ویندوزفون وارد بازار شدند اما این بار با اسمی متفاوت: لومیا.
لومیا 920 تا حدودی توانست نظر بعضی از کاربران قبلی نوکیا که هنوز هم به پادشاهشان ارادت داشتند را برگرداند. ولی با این حال تعداد کسانی که از این برند خریداری کردند کم بود خیلی کم. با این حال نوکیا کارش را با لومیا1520 به اوج رساند.
از حق نگذریم گوشیهای لومیا گوشیهای خوبی بودند.
این گوشیها دوربینی عالی، باطری خوب، طراحی زیبا و خلاصه هر آنچه که یک تلفن همراه ایده آل و لوکس نیاز داشت درآن وجود داشت ودر حالی که پادشاه داشت کارش را خوب انجام میداد اما این بار ماکروسافت بود که خراب می کرد.
باید قبول کرد که ویندوزفون در مقابل رقبا حرفی برای گفتن نداشت. آنها هر روز وعده می دادند و به وعده هایشان عمل نمی کردند. کاربران ویندوز فون فروشگاهی مثل گوگل پلی و اپ استور می خواستند که مملو از بازی و برنامه های متنوع باشد.اما این شرکت برای تمام سیستم عاملها، برنامه وبازی می ساخت به جز فروشگاه خودش. انگار که توطئه ای در کار بود حتی کاربران هم بوی توطئه را احساس کرده بودند.
تا اینکه یک روز خبری جهان را شوکه کرد خبری که اشک خیلی از هواداران حتی کاربرانی که مهاجرت کرده بودند را در آورد.
بله پادشاه سقوط کرد.
خبر فروش نوکیا به ماکروسافت و حتی برداشتن نام این برند از روی گوشیهای تلفن همراه، همه مردم جهان را شوکه کرد.
بعدها خبرهایی منتشر شد مبنی براینکه تمام آن مشاوران جدید، جاسوسان ماکروسافت بودند و سالها برای تصرف قلمرو پادشاه برنامه ریزی کرده بودند.
خیلی از کارشناسان و بزرگان عرصه تکنولوژی، شکست نوکیا را ضعف ویندوزفون و پیشرفت اندروید و IOS می دانند اما من به عنوان یک کاربر نظرم این است شکست نوکیا فقط یک دلیل داشت وآن چیزی نبود جز غرور.
با این حال پادشاه تمام قدرت و امپراطوریش را از دست داد واین بار سرش به سنگ خورد. اما او هنوز یک برگ برنده در آستینش داشت .
بله او مشاوران وفاداری داشت که حاضر بودند هنوز برایش جانفشانی کنند بی هیج چشم داشتی.
بلاخره پادشاه متوجه اشتباهش شد و تصمیم گرفت دست از نادانی و خودخواهی بر دارد.
او یک بار دیگر مشاوران، مهندسان و کارشناسان وفادار و با سابقه خود را جمع نمود و تصمیم گرفت یک بار دیگر به عرصه فناوری بازگردد اما این بار متفاوت، چون آنها تجربه یک شکست تلخ را دارند و این بزرگترین کمکی بود که باعث می شد آنها از گذشته درس بگیرند و آن را تکرار نکنند.
در نمایشگاه mwc2018 امسال که در شهر بارسلون برگزار شد، نوکیا در مقابل رقبایی چون سامسونگ، هوواوی، الجی و حتی شرکتهای نوپای چینی حرفی برای گفتن نداشت. اماهمین حضورش برای این شرکت یک پیروزی به حساب می آمد.
درست است که دیگر از آن شکوه و جلال خبری نیست ولی من اطمینان دارم درmwc 2022 ، نوکیا حضور قدرتمندانه و متفاوتی خواهد داشت و نیمی از قلمروازدست داده خود را باز پس می گیرد. و این یعنی نابودی نیمی از شرکتهای سازنده ی تلفن همراه. البته این فقط یک پیش بینی است آن هم درصورتی که نوکیا واقعا بخواهد نوکیا باشد.

 

 

درباره علی عبادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

alldigi.ir